دیتا سیستم آموزش

 نرم افزار، سخت افزار،شبکه و طراحی سایت

سال 1400 منتظر شما در این سایت هستم

فروشگاه دیتا سیستم

دیتا سیستم فروش انواع سیستم های کامپیوتری

آمار بازدیدسایت

02909439
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه گذشته
ماه جاری
هفته گذشته
بازدید کل
211
1367
4264
2782751
7267
7791
2909439

آی‌پی شما: 43.140.247.223
پنج شنبه، 24 ارديبهشت 1405
به سایت ديتا سيستم خوش آمديد دیتا سیستم در زمینه کامپیوتر ، نرم افزار، سخت افزار، شبکه ، فروش انواع سیستم های کامپیوتری و طراحی سایت فعالیت می کند. سایت دیتا سیستم شامل آخرین ، بهترین، جدیدترین ، ناب ترین، تازه ترین، مفیدترین، جنجالی ترین ، عجیب ترین ،شگفت انگیز ترین، به روزترین خبرها و تازه های دنیای آموزش و پرورش - نرم افزار، سخت افزار- اینترنت – IT- تکنولوژی – سلامتی – عکس - بانك سوال- ايرانگردي - ايران شناسي - دانستني ها - سخنان و حكايات - طنز جوك و اس ام اس - موزيك ، موسيقي و آهنگ - كامپيوتر و اينترنت - دانلود نرم افزار دیتا آزمون - سوالات تستی- شعر و سخن و آموزشي - هنر و هنرمندان با تشكر مديريت سايت ديتا سيستم مرتضي فتوحي

طراحی سایت های حرفه ای،آموزشی و تبلیغاتی در اسرع وقت توسط دیتا سیستم



این نیز بگذرد

این نیز بگذرد

بزرگی در عالم خواب دید که کسی به او می‌گوید: فردا به فلان حمام برو وکارروزانه حمامی را از نزدیک نظاره کن. دو شب این خواب را دید و

توجه نکردولی فردای شب سوم که خواب دید به آن حمام مراجعه کرد دید حمامی با زحمتزیاد و د ر هوای گرم از فاصله دور برای گرم کردن آب حمام هیزم می‌آورد واستراحت را بر خود حرام کرده است. به نزدیک حمامی رفت و گفت: کار بسیارسختی داری، در هوای گرم هیزم‌ها را از مسافت دوری می‌آوری و ..... حمامیگفت: این نیز بگذرد.

یکسال گذشت برای بار دوم همان خواب را دید ودو باره به همان حمام مراجعه کرد دید آن مرد شغلش عوض شده و در داخل حماماز مشتری‌ها پول می‌گیرد. مرد وارد حمام شد و گفت: یک سال پیش که آمدم کاربسیار سختی داشتی ولی اکنون کار راحت‌تری داری، حمامی گفت: این نیز بگذرد.

دوسال بعد هم خواب دید این بار زودتر به محل حمام رفت ولی مرد حمامی را ندیدوقتی جویا شد گفتند: او دیگر حمامی نیست در بازار تیمچه‌ای (پاساژی) داردو یکی از معتمدین بزرگ است. به بازار رفت و آن مرد را دید گفت: خدا را شکرکه تا چندی پیش حمامی بودی ولی اکنون می‌بینم معتمد بازار و صاحب تیمچه‌ایشده‌ای، حمامی گفت: این نیز بگذرد.

مرد تعجب کرد گفت: دوست من، کارو موقعیت خوبی داری چرا بگذرد؟ چندی که گذشت این بار خود به دیدن بازاریرفت ولی او آن جا نبود. مردم گفتند: پادشاه فرد مورد اعتمادی را برایخزانه داری خود می‌خواسته ولی بهتر از این مرد کسی را پیدا نکرد و او درمدتی کم از نزدیکترین وزیر پادشاه شد و چون پادشاه او را امین می‌دانستوصیت کرد که پس از مرگش او را جانشینش قرار دهند. کمی بعد از وصیت، پادشاهفوت کرد اکنون او پادشاه است. مرد به کاخ پادشاهی رفت و از نزدیک شاهدکارهای حمامی قبلی و پادشاه فعلی بود جلو رفت خود را معرفی کرد و گفت: خدارا شکر که تو را در مقام بلند پادشاهی می‌بینم پادشاه فعلی و حمامی قبلی. گفت: این نیز بگذرد.
مرد شگفت زده شد و گفت: از مقام پادشاهی بالاتر چهمی‌خواهی که باید بگذرد؟ ولی مرد سفر بعدی که به دربار پادشاهی مراجعهکرد. گفتند: پادشاه مرده است ناراحت شد به گورستان رفت تا عرض ادبی کردهباشد. مشاهده کرد بر روی سنگ قبری که در زمان حیاتش آماده نموده حک کرده ونوشته است این نیز بگذرد.

هم موسم بهار طرب خیز بگــــــــــذ رد
هم فصل ناملایم پاییز بگــــــــــــــــذ رد
گر نا ملایمی به تو کرد از قـضــــــــــا
خود را مساز رنجه که این نیز بگذرد

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

فرم ورود

آخرین ثبت نام كنندگان

  • data20000
  • data200
  • gejNkjkkbpk
  • bRNAswUxxlGE
  • zJsHIgdjCqPBiUX
  • wJQSOEODHvG
  • eSjkzghXS


-- تمامي حقوق براي سایت ديتا سيستم محفوظ است--