دیتا سیستم آموزش

 نرم افزار، سخت افزار،شبکه و طراحی سایت

سال 1400 منتظر شما در این سایت هستم

فروشگاه دیتا سیستم

دیتا سیستم فروش انواع سیستم های کامپیوتری

آمار بازدیدسایت

02921907
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه گذشته
ماه جاری
هفته گذشته
بازدید کل
372
682
1458
2797518
3720
16015
2921907

آی‌پی شما: 216.73.217.46
چهارشنب، 20 خرداد 1405
به سایت ديتا سيستم خوش آمديد دیتا سیستم در زمینه کامپیوتر ، نرم افزار، سخت افزار، شبکه ، فروش انواع سیستم های کامپیوتری و طراحی سایت فعالیت می کند. سایت دیتا سیستم شامل آخرین ، بهترین، جدیدترین ، ناب ترین، تازه ترین، مفیدترین، جنجالی ترین ، عجیب ترین ،شگفت انگیز ترین، به روزترین خبرها و تازه های دنیای آموزش و پرورش - نرم افزار، سخت افزار- اینترنت – IT- تکنولوژی – سلامتی – عکس - بانك سوال- ايرانگردي - ايران شناسي - دانستني ها - سخنان و حكايات - طنز جوك و اس ام اس - موزيك ، موسيقي و آهنگ - كامپيوتر و اينترنت - دانلود نرم افزار دیتا آزمون - سوالات تستی- شعر و سخن و آموزشي - هنر و هنرمندان با تشكر مديريت سايت ديتا سيستم مرتضي فتوحي

طراحی سایت های حرفه ای،آموزشی و تبلیغاتی در اسرع وقت توسط دیتا سیستم



فرمايشات عرفاي بالله در معارف

رابعه را پرسيدند از محبّت ، گفت : محبّت از ازل درآمد و به ابد گذر كرد و در هجده هزار عالم كسي را نيافت كه يك شربت از وي دركشد ، به آخر به حق رسيد ، و از او اين عبارت ماند كه « يُحِبُّهُم و يُحِبُّونَه »
و ضمن مناجات رابعه چنين آمده كه گفت : « خداوندا ! اگر تو را از خوف دوزخ مي پرستم ، در دوزخم بسوز ؛ و اگر به اميد بهشت مي پرستم ، بر من حرام گردان ؛ و اگر از براي تو تو را مي پرستم ، جمال باقي از من دريغ مدار . »
ابراهيم ادهم در مناجات گفته است : « الهي ! تو مي داني كه هشت بهشت در جنب اكرامي كه تو با من كرده اي اندك است ، و در جنب انس دادن مرا با ذكر خويش و در جنب فراغتي كه مرا داده اي در وقت تفكر كردن در عظمت تو . »
و گفت : « علامت عارف آن بود كه بيشتر خاطر او در تفكر بود و در عبرت ، و بيشتر سخن او ثنا بود و مدحت حق ، و بيشتر طاعت باشد از اعمال او ، و بيشتر نظر او در لطايف صنع بود و قدرت او . »
فضيل عياض گفت : « اصل زهد ، راضي شدن است از حق تعالي به هر چه كند ؛ و سزاوارترين خلق به رضاي حق اهل معرفتند . »
و گفت : « حقيقت توكّل آن است كه به غير خداي عزّوجلّ اميد ندارد و از غير او نترسد . »
ذوالنون مصري مي گويد در يكي از سفرها زني را ديدم از او سئوال كردم از غايت محبّت ، گفت : اي بطّال ! محبّت را غايت نيست ؛ گفتم : چرا ؟ گفت : از آن كه محبوب را غايت نيست .
او گفت : « آنكه عارفتر است به خدا ، تحيّر او به خدا سخت تر است و بيشتر ، از جهت آنكه هر كه به آفتاب نزديكتر بود ، به آفتاب متحيرتر بود ، تا به جايي رسد كه او ، او نبود . »
بايزيد بسطامي مي گفت : « از بايزيدي بيرون آمدم ، چون مار از پوست ، پس نگه كردم عاشق و معشوق را يكي ديدم كه در عالم توحيد همه يكي توان ديد . »
و گفت : « حق تعالي سي سال آينه ي من بود ، اكنون من آينه ي خودم ، يعني آنچه من نبودم ، چون من نماندم ، حق تعالي آينه ي خويش است ، اينكه مي گويم " اكنون آينه ي خويشم " حق است كه به زبان من سخن مي گويد و من در ميانه ناپديد . »
و در مناجات مي گفت : « بار خدايا ! تا كي ميان من و تو ، مني و تويي بود ؟ مني از ميان بردار تا مني من به تو باشد تا من هيچ نباشم . »جنيد بغدادي گفت : « ما تصوف از قيل و قال نگرفتيم ، از گرسنگي يافتيم ، و دست بداشتن از آرزو و بريدن از آنچه دوست داشتيم و اندر چشم ما آراسته بود . »
جنيد بغدادي لباس علما مي پوشيد و از خرقه پوشيدن و مرقع پوشي احتراز مي كرد ؛ چون به او گفتند مرقع بپوش ، گفت : « اگر دانمي كه به مرقع كاري برآمدي ، از آهن و آتش لباس ساختمي و در پوشيدمي ، لكن هر ساعت در باطن ندا مي كنند كه " ليس الاعتبار بالخرقة ، انما الاعتبار بالحرقة " . »
و گفت : « شيخ ما در اصول و فروع و بلاكشيدن ، اميرالمومنين علي مرتضي است – عليه السلام - ... »
ابوالحسن خرقاني گفت : « همه ي چيزها را غايت بدانم الا سه چيز را كه هرگز غايت ندانستم : غايت كيد نفس ، و غايت درجات مصطفي عليه السلام و غايت معرفت . »
و گفت : « سفر پنج است : اول به پاي ، دوم به دل ، سوم به همت ، چهارم به ديدار ، پنجم در فناي نفس . »
و گفت : « خداي جلّ جلاله ، شما را به دنيا پاك آورد ، شما از دنيا به حضرت ، پليد مرويد . »
درويشي از ابوسعيد ابي الخير سئوال كرد كه او را از كجا طلبيم ؟ گفت : « كجاش جُستي كه نيافتي ؟ ، اگر قدمي از صدق در راه طلب نهي ، در هر چه نگري او را بيني . »
گفت : " لا اله " طريق اين حديث است ، و " الا الله " نهايت اين حديث ؛ تا اين كس سالها در " لا اله " درست نگردد ، به " الا الله " نرسد . »
درويشي سئوال كرد : عقل چيست ؟ گفت : « العقل آلة العبوديّة ، به عقل اسرار ربوبيت نتوان يافت كه عقل مُحدث است و مُحدَث را به قديم راه نيست . »
خواجه عبدالله انصاري گفت :
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست.......تا كرد مرا تهي و پــُــركرد ز دوست
اجزاي وجودم همگي دوست گرفت ......نامي است ز من باقي و جمله همه اوست
عين القضات همداني يك هفته قبل از قتل و سوختن خود كاغذي سر به مهر به يكي از مريدان داد كه بعد از قتل و سوختن او ، نامه را گشادند و ديدند كه در آن اين رباعي نوشته شده است :
ما مرگ و شهادت از خدا خواسته ايم ....... و آنهم به سه چيز كم بها خواسته ايم
گر دوست چنان كند كه ما خواسته ايم ...... ما آتش و نفت و بوريا خواسته ايم
ابن عربي گفت : « شروطي كه سالك بايد مراعات كند و توجه كند چهار است ؛ " صَمْت " خاموشي ، " عزلت " گوشه گيري از خلق ، " جوع " گرسنگي ، " سَهْر " شب زنده داري ؛ اگر اين شروط را رعايت ند ، محبّتي در قلبش پيدا مي شود و به عشقي بدل مي گردد كه با شهوت متفاوت است و همين عشق خاص ، بشر را به خدا نزديك مي كند . »
شاه نعمت الله ولي گفت : « مدار طريقت در راه صدق و صفا و متابعت شريعت مصطفي و اطاعت ، به طريق مرتضي بودن است و مخالفت نفس و هوي و مجانبت از بدعت و معصيت نمودن ... ذكر جهر و خلوت و ترك حيواني و سماع در طريقه ي آن حضرت نيست و سلوك ايشان خلوت در انجمن است ، يعني در ظاهر با خلق و در باطن با حق سبحانه و تعالي بودن است . »
 
به روح همه ي اين پاك نهادان وادي سير و سلوك الي الله الفاتحه مع الصلوات

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

فرم ورود

آخرین ثبت نام كنندگان

  • data20000
  • data200
  • gejNkjkkbpk
  • bRNAswUxxlGE
  • zJsHIgdjCqPBiUX
  • wJQSOEODHvG
  • eSjkzghXS

-- تمامي حقوق براي سایت ديتا سيستم محفوظ است--